تکنیک های بازاریابی عصبی برای طراحی سایت

folder_openکسب و کار
commentبدون دیدگاه

بازاریابی عصبی چیست ؟

 

جهت مشاهده مقاله کامل بازاریابی عصبی کلیک کنید

 

  تکنیک های بازاریابی عصبی برای طراحی سایت

اصول بازاریابی عصبی در واقع جنبه کاربردی روانشناسی رفتاری است که به شما امکان می دهد وبسایتهای جذاب و گیرا بسازید که باعث می شود بازدید کننده تجربه خوش آیندی از بازدید سایت شما داشته باشد و در نتیجه تمایل بیشتری به بازدید مجدد یا خرید از سایت شما پیدا کنند.

تکنیک اول :  از عنصر کمیابی برای ترغیب بازدیدکنندگان به خرید استفاده کنید.

مردم چیزهایی را می خواهند که نمی توانند داشته باشند. همچنین وقتی از یک چیزی به تعداد کم موجود باشد مشتریان به قوه به طور ناخودآگاه احساس ضرورت خرید می کنند قبل از اینکه این محصول تمام شود.

* اگر خریدار بدانند یا احساس کنند می توانند هر وقت که به سایت شما سر بزند خرید کنند هیچ ضرورتی برای تصمیم گیری سریع برای خرید نمی بیند.

اگر به مشتری هشدار دهید که تعداد محدودی از یک محصول وجود دارد یا تخفیفی برای یک زمان محدود وجود دارد، شما فورا احساسی در مشتری بالقوه ایجاد می کنید که قبلا وجود نداشت، احساس ضرورت خرید.

مردم ذاتا از “از دست دادن” متنفرند و وقتی احساس کنند در حال از دست دادن چیزی هستند سریع اقدام می کنند.

تکنیک دوم : برای یک محصول خاص چند گزینه به بازدید کننده پیشنهاد بدهید.

مردم دوست دارند که گزینه هایی برای انتخاب داشته باشند. در حقیقت مغز انسان طوری ساخته شده است که چیزها را با هم مقایسه کند. وقتی یک گزینه پیش رو داشته باشیم، تصمیم گیری بسیار سخت خواهد شد.

گزینه یا گزینه های دیگری که در کنار محصول اصلی برای خرید پیشنهاد می دهید، به عنوان معیار مقایسه دیده می شوند.

مثال :

  • شما دو نوع تردمیل برای فروش دارید. یکی از آنها دستگاهی معمولی است و قیمتش ۵۹۹ دلار است که قیمت معقولی است. دیگری ویژگی های خاصی دارد (مثلا حسگر ضربان قلب) و قیمتش ۱۱۰۰ دلار است که برای اکثر خریداران قیمت بالایی است.
  • برای اینکه این تفاوت قیمت کمتر به چشم بیاید، می توانید یک گزینه ی دیگر نیز اضافه کنید. دمی توانید یک مدل سوم نیز اضافهکنید که خیلی شبیه به مدل ۱۱۰۰ دلاری است اما قیمتش ۱۴۰۰ دلار است.
  • با ورود گزینه سوم، مشتری تفاوت قیمت را کمتر متوجه می شود و با دقت بیشتری مزایی مدل ۱۱۰۰ دلاری را بررسی می کند. او مدل ۱۱۰۰ دلاری را با دستگاه ۱۴۰۰ دلاریکه گرانتر است مقایسه می کند و دستگاه قیمت پایین را به عنوان گزینه ی خرید نادیده می گیرد.

تکنیک سوم : از مرجع سازی برای کمک به بازدید کننده برای توجیه انتخابش استفاده کنید.

مردم در تصمیم گیری معمولا تمایل دارند به اطلاعات اولیه تکیه کنند. آن اطلاعات اولیه مرجع مقایسه خواهند شد.

مثال :

قیمت اولیه ای که برای یک ماشین پیشنهاد داده می شود به عنوان مرجع دیده می شود. در ادامه مذاکره برای خرید اگر قیمت از قیمت پیشنهادی اولیه کمتر شود، خرید از نظر خریدار منطقی و توجیه پذیر خواهد شد، حتی اگر قیمت کاهش یافته هم از ارزش واقعی آن ماشین بیشتر باشد.

 

تکنیک

 

  • در عکس بالا مشاهده می کنید که موسسه خیریه Cordaid اشیاه لوکسی که مردم می خرند را به عنوان یک مرجع استفاده کرده است تا میزان پرداخت اعانه را بیان کند.
  • داخل عکس نوشته شده است: ” کیف دستی: ۳۲ یورو، غذای یک هفته: ۴ یورو” و زیر عکس نوشته شده است، برای پرداخت اعانه به میزان ۱.۵ یورو، کلمه ی aid را به ۲۲۵۵ ارسال کنید. افراد ۱.۵ یورو را در مقابل ۳۲ یورو عددی توجیه پذیر می بینند.

تکنیک چهارم : کاری کنید که بازدید کنندگان احساس کنند به شما مدیون هستند.

در یک تحقیق در سال ۲۰۰۲ مشاهده شد، پیشخدمت هایی که همراه با صورتحساب یک شکلات به مشتری می دهند، دستمزد بیشتری دریافت می کنند.

این ترفند، ترفند عمل متقابل است. مردم مشتاق هستند هر نوع دین که به دیگران دارند را جبران کنند (البته استثناء هم وجود دارد!) هر چقدر کوچک باشد. وقتی در حقی کسی لطف می کنید، در فرد مقابل تمایل به جبران این لطف بوجود می آید.

با دادن یک محصول باارزش به بازدید کننده بدون هیچ انتظاری از او، می توانید از قدرت عمل متقابل استفاده کنید. البته باید این نکته مهم را بیاد داشته باشید که فرد نباید احساس کند قصد فریب یا به بازی گرفتن او را دارید. نباید اینکار را به قصد فریب بازدید کننده انجام دهید.

تکنیک پنجم : چیزهایی پیشنهاد دهید که انتظار فروش آنها را ندارید.

در عمل به فروش گذاشتن محصولی که می دانید فروش نمی رود، غیر معقول بنظر می رسد. با این وجود با توجه به یک تکنیک تسلیم شدن به نام “صورت توی در!” (door-in-the face) این استراتژی مفید واقع خواهد شد.

این تکنیک این گونه کار می کند که شما ابتدا یک درخواست یا گزینه ای پیشنهاد می کنید که می دانید رد خواهد شد و بعد از اینکه طرف مقابل آن را رد کرد، گزینه ی معقول را پیشنهاد می دهید.

تکنیک ششم : مشکلش را به او نشان دهید و بعد راه حل ارائه دهید.

در این روش، به مشتری بالقوه نشان می دهیم که مشکلی دارد و به او راه حلی پیشنهاد می دهیم.

مثال

یک سایت آموزشی ابتدا با یک تست شخصیتی میزان هوش هیجانی فرد را به او نشان می دهد و اگر با انجام تست مشخص شد که فرد هوش هیجانی (EQ) پایینی دارد، به او محصولی پیشنهاد می دهد که به کمک آن می تواند هوش هیجانی خود را افزایش دهد.

این ترفند آسیب و نجات ممکن است منفی بنظر برسد، اما چیزی نیست بجز فروش احساس محور. شما نشان می دهید که مشکلات مشتری را می شناسید و بعد می توانید بهتر آنها را ترغیب کنید تا راه حل شما را در نظر بگیرند.

با طراحی سایتتان با توجه به امیال و رفتارهای ناخودآگاه می توانید در تصمیمات خریداران تاثیر بگذارید. از این تکنیک ها استفاده کنید تا بتوانید وفاداری مشتری را بدست آورید.

تکنیک هفتم : بهترین روش برای تاثیر گرفتن از تبلیغات

تبلیغات برای کالا یا خدماتی که قصد ارائه آن ها وجود دارد باید با عکس ها و فیلم های جذاب تهیه شود نباید از حساسیت در انجام تبلیغات خوب کم کرد. ب

اید از عکس های با کیفیتی استفاده شود که در آن تصویر انسان وجود دارد. تاثیر گذاری تصاویری که از فردی گرفته شده برای تبلیغات بسیار بیشتر از تبلیغاتی است که برای تصاویر خود از موضوعات دیگری استفاده می کنند.

 

 

این موضوع برای برندهای خارجی بسیار بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد که برای تهیه تصاویر برای محصولات خود از افرادی که زیبا هستند استفاده می کنند تا بیشتر به تبلیغاتشان توجه شود

* نباید همه ی نقطه توجه تصویر را به کسی که در تصویر است اختصاص داد بلکه باید از آن شخص برای جلوه دادن به کالای خود استفاده کرد نه اینکه فقط او مورد توجه قرار گیرد.

اینکه کاراکتری که در تصویر است به محصول نگاه کند یعنی ارتباط چشمی با محصول توسط کاراکتر برقرار شود. با همین کار ساده هر کس به این تصویر نگاه کند به دنبال جایی که فرد نگاه می کند می گردد و در نهایت توجه به سمت کالایی که در تصویر است معطوف می شود.

تکنیک هشتم : فروشگاهی که تمام کالاهای دنیا را دارد

شاید تصور کنید که فروشگاهی بسیار بزرگ با تعداد محصولات بی شمار قطعا تمام نیازهای ما را بر طرف می کند و با ورود به این فروشگاه هر چیزی که احتیاج داشتیم را تهیه می کنیم. ولی این طور نیست!

فرض کنید که قصد خرید کیف دارید به فروشگاهی وارد می شوید که ۱۰۰ هزار کیف متفاوت دارد! با این که صد در صد قصد خرید دارید در نهایت برای انتخاب بین این همه مدل و رنگ قدرت تصمیم گیری خود را از دست می دهید زیرا نمی دانید واقعا کدام محصول را بیشتر پسندیده اید.

 

 

این موضوع برای سایت ها نیز صدق می کند حتی انتخاب در فروشگاه های اینترنتی نسبت به فروشگاه های فیزیکی سخت تر هم می باشد. پس وجود هزاران کالا برای یک محصول قطعا کاربر را گیج می کند و شاید تعداد بالای محصولات مانع از تصمیم گیری برای خرید شود.

می توان با دسته بندی های مناسب تا حد زیادی این مشکل را بر طرف کرد ولی باز هم نباید باعث شویم که قدرت انتخاب دشوار شود.به جای اینکه مثلا سایت خود را از ۱۰ هزار لیوان پر کنیم ، ۱۰۰ عدد لیوان قرار دهیم و در کنار آن کالاهای دیگری را هم بفروشیم.

تکنیک نهم : رنگ زیبا یا رنگ تاثیر گذار؟

رنگ بندی سایت بسیار موضوع مهمی است که نباید از آن غافل شد. هر رنگ اثر بخشی مخصوص به خودش را دارد که باید بدانیم برای هر کسب و کاری چه رنگ هایی بیشتر می توانند تاثیر بگذارند.

مثلا :

  • برای ایجاد هیجان و اینکه احساس سرعت و سریع بودن به کاربر بدهیم از رنگ قرمز استفاده کنیم.
  • برای ایجاد اطمینان و برقراری اعتماد با آن ها در سایت رنگ آبی گزینه مناسبی است.
  • رنگ سبز برای سایت های دولتی و یا گردشگری که مربوط به طبیعت هستند انتخاب خوبی است و … .

در کل انتخاب رنگ ها در سایت باید یک هارمونی زیبا داشته باشد که در تمام سایت رعایت شده باشد.

تکنیک دهم : سرعت همیشه مجذوب کننده است

هیچ چیز مانند سایت های سریع نمی تواند در (NeuroMarketing) بازاریابی عصبی روی کاربران سایت ها تاثیر بگذارد. سایت های کند کاربر را فراری می دهد.

باز شدن فیلم ها و تصاویر نباید زمان زیادی را صرف کند هر چه دانلود آن ها سریع تر باشد در نتیجه کاربر به سایت واکنش بهتری نشان می دهد ولی منظور این نیست که کیفیت را فدای سرعت کنید.

باید با استفاده از نرم افزارهای گرافیکی مختلف حجم عکس و یا فیلم ها را کاهش داد و در عین حال کیفیت را حفظ کرد. در این صورت می توان گفت که (NeuroMarketing) بازاریابی عصبی در زمینه سرعت سایت برای کاربر رعایت شده است.

تکنیک یازدهم : لوگوی حرفه ای یعنی حرفه ای بودن خود ما

 

 

لوگو مرکز توجه است زیرا نماد شماست. اگر لوگویی حرفه ای داشته باشید در (NeuroMarketing) بازاریابی عصبی بسیار روی کاربران خود تاثیر مثبتی گذاشته اید ، زیرا لوگو باعث می شود با این نماد در ذهن کاربر بمانید و هر جا این نماد دیده شود شما و کسب و کارتان به یاد بیایید.

تکنیک دوازدهم : زیباترین فونت کدام فونت است؟

خوانایی مطالب سایت را دست کم نگیرید.هر چه مطالب با فونت ساده تر و به صورت روان تر نوشته شود مخاطب را بیشتر درگیر خواهد کرد.

نیازی نیست به دنبال فونت های خیلی زیبا و فانتزی گشت تا مطالب جلب توجه کنند. آن چه که باعث خوانده شدن مقالات می شود ۳ مورد زیر است :

  1.  مقاله ای جامع و با جملاتی روان
  2.  فونت خوانا با سایز مناسب
  3.  رنگ مناسب برای متن به طوری که چشم خسته نشود.

هر چیزی جای مناسبی برای استفاده دارد نمی توان گفت که فونت های فانتزی و زیباتر کاملا بی استفاده هستند و هیچ گاه خوانده نمی شوند. از این فونت ها برای نوشتن جملات تبلیغاتی و یا نوشتن جملات کوتاه بر روی عکس ها استفاده می شود.

در چنین شرایطی استفاده از فونت های فانتزی تر نه تنها ایرادی ندارد بلکه موثرتر هم هست زیرا در حافظه بیشتر می ماند و در نتیجه کاربر نوشته ی آن جمله را به خوبی به حافظه می سپارد.

تکنیک سیزدهم : کاربر وفادار مانند بیلبورد متحرک معروفتان می کند

همه چیز به سایت ختم نمی شود (NeuroMarketing) بازاریابی عصبی را می توان به ایجاد وفاداری بین محصولات سایت و کاربران هم دانست.

برای این که کاربر واکنش مثبت به محصولات سایت داشته باشد و در نتیجه سایت را به عنوان سایتی خوب به حافظه بسپارد باید برای بعد از خرید کردن هم برای مشتری اقداماتی در نظر گرفته شود. مانند بسته بندی محصول.

زیبایی محصول و یا بسته بندی در کنار کیفیت محصول ، برخورد خوب فروشنده و پشتیبانی بعد از فروش مشتری را به مشتری وفادار تبدیل خواهد کرد. پس می توان گفت موارد ذکر شده در این قسمت برای (NeuroMarketing) بازاریابی عصبی مانند تیری که به نشان می خورد عمل خواهد کرد.

تکنیک چهاردهم : فروش محصولی که کم شده را بیشتر از بقیه کنیم

لذت دریافت کالایی رایگان به عنوان هدیه از طرف سایت را نمی توان نادیده گرفت این موضوع برای هر کسی لذت بخش است و این احساس لذت به معنی موفقیت در (NeuroMarketing) بازاریابی عصبی است.

روی محصولاتی خاص برای کاربران هدیه ای به طور رایگان قرار دهید. این کار باعث می شود که حتی اگر قصد خرید محصول را نداشته باشند باز هم برای خرید ترغیب شوند. هر چند این هدیه در مقابل کالای اصلی نا چیز باشد باز هم می تواند اثر بخش واقع شود.

تکنیک پانزدهم : سایت خجالتی ای که سرخ و سفید می شود

هاور ها، افکت ها و یا تغییر حالاتی هستند که در سایت هنگامی که اشاره گر ماوس روی آن ها قرار می گیرد صورت می گیرد. مانند تغییر رنگ یا سایز عکس ، تغییر حالت لینک های بین متن و آیکون های صفحات اجتماعی و …

این کار برای کاربر حس هیجان انگیزی را به وجود می آورد هر چند این حس کاملا در رفتار درک نشود ولی عملکرد مغز نسبت به این تغییرات جزئی بسیار زیاد است.

البته نیاز نیست تمام سایت را با هاورها پر کنید و کدهای سایت را سنگین کنید. نقاط کلیدی و مکان هایی که با استفاده از هاور از یکنواختی خارج می شوند کافی هستند و می توانند دوست داشتنی واقع شوند.

Tags: , , , , ,

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست